جوجوی نازمون

خیلی دلتنگم فرشته کوچولو

سلام کوچولوی مامان خوبی نفسم جات راحته ؟مامانی فدات بشه دلم می خواد این روزا تندی بگذره وبغلت بگیرم خداروشکر حالم بهتر شده ومشکلی نیس ولی با هر بهونه ای کلی نگرانت میشم اطرافیان دعوام میکنن ولی از دلم خبر ندارن که یه جور عجیبی دوستت دارم میدونم همه مامانا نینی هاشونو دوست دارن ولی عشقم دوست داشتنم حدواندازه نداره یه جور خاصه روزای آخر 4ماهگی داره به سلامتی تموم میشه من بیشتر روزا خونه مامینا بودم همه تو فسقلی وخیلی دوست دارن خاله مهسات که چپ وراست میره من وبوس میکنه میگه بوی نینی میدی، دایی گلتم خیلی هواتو داره یه روز که خیلی عطسه میکردم خیلی جدی پرسید آجی نینی تند تند از خواب بیدار میشه ضرر نداره،مامان مواظب تغذیه مونه، بابا هم کلی ذوق ...
19 شهريور 1394

عاشق این لحظه هام

سلام عزیز دلم جوجوی نازم مرسی که اومدی تو دل مامانی با اومدنت همه چی یه رنگ وبوی دیگه گرفته من وبابایی عاشقتیم الان 3ماهه که مهمون دلم شدی ولی عجیب وابسته ت شدیم همه عشق وامید مایی میپرستیمت فرشته کوچولو محکم بچسب به دلم سر موقع صحیح وسالم بیا بغلمون خداجونم هزاران هزار بار برای این حس خوب وناب شکر گذارتم ممنون که منو مورد لطفت قرار دادی نینیم وسپردم به تو
19 مرداد 1394

سونوی NTوغربالگری

مامانی دیروز سونو دادم خدا رو صد هزا مرتبه شکر همه چی خوب بود ولی جنسیتت مشخص نشد فدای سرت سلامتیت برام مهمتره دختر باشی یا پسر عزیز دلمونی  امروزم برای غربالگری 4 نوبت خون دادم به امید خدا انشالله جواب اینم خوب میشه من به لطف خدا ایمان دارم  یه عالمه بوووووس ابدار اووووم ماااااچ  ...
15 مرداد 1394

کلی استرسسس

سلام نفسسسسم عشقممم خوبی مامانی الهی من فدات شم اگه جات ناراحته یه اشاره کن بی خیال خاطره نویسی میشم دوست ندارم از خاطره های بد بنویسم ولی چون اخرش خوش بود مینویسم هفته گذشته خونه مامانینا که بودیم 5شنبه یه لک خیلیییییی کوچیک دیدم اولش فکر کردم توهمه ولی به اصرار بابایی به دکترم زنگ زدم منشی دکترم گفت باید حتما بری پیش دکتر ساعت 8 شب کدوم دکتر باید میرفتم خیلی بد جور ترسیده بودم به دکتر دوستم زنگ زدم خیلی با ارامش بهم روحیه دادو گفت جای نگرانی نیس استراحت کن خوب نشد ی به دکتر مراجعه کن یه کم خیالم راحت شد ولی تو دلم غوغایی بود فکرهای عجیب غریب کابوس هایی که دیده بودم همش یادم میومد خلاصه کل شب وبی حوصله بودم تا اینکه خوابم برد نصفه های شب...
15 مرداد 1394

خدایا خیلی بزرگیییییی شکرت

من و مهدی عزیزم رفتیم دکتر برای چکاب ماهانه.دکتر برای حالت تهوعم قرص داد،فشارم یه خورده پایین بود یک کیلو وزن کم کرده بودم دکتر ازم خواست رو تخت دراز بکشم تا صدای قلب مهربونتو بشنویم قبلش کلی توضیح داد که چون هنوز کوچولویی شاید شنیده نشه ونباید نگران بشم از اونجایی که شما خیلی حرف گوش کنی صدای مامانی رو شنیدی وخودت ونشون دادی خدا رو شکر همه چی عالی بود دکتر بلند به باباییت گفت آقای پدر شنیدی؟مهدی بعد از یه کم مکث تایید کرد بی نهایت حس خوبی بود عاشقتم جوجوی نازم فرشته مهربونم خیلی برامون عزیزی برای 14مرداد سونو ntنوشته انشالله همه چی خوب ونرمال پیش میره
31 تير 1394

خدای خوبم خیلی بزرگی ماهی هزاران هزار بار شکرت

سلام نفسم توت فرنگی خوشمزه م امروز رفتم سونو قلب مهربونت میزد همه چی نرمال بود خدارو شکر ما خیلی خوشحالیم از اینکه خدا تو رو به ما داد بی نهایت ممنونشیم از دیروز حالت تهوعم بیشتر شده فدای سرت گلم انشاالله قسمت همه منتظرا بوووووووس نفسم  ...
14 تير 1394

خدایا نینیمو سپردم به تو

سلام نینی گلم ،نفسم حالت خوبه؟مامانی دیروز رفتم پیش دکتر تشکیل پرونده دادم برای 14وقت سونو داده دکترم دیروز یه حرفایی زد یه کم نه بیشتر از یه کم استرس گرفتم دوست دارم این روزا زودی بگذره تا صدای قلب مهربونت وبشنوم عزیز دلم نفسم به نفست بنده مامانی رشد کن ومحکم بچسب به دلم مطمئن باش مامان خوبی میشم برات باباتم که حرف نداره همونطور که همسر بی نظیریه برای من بهترین بابای دنیا میشه واسه تو کوچولوی زمستونیم خدایا بارالها تو که همیشه منو شرمنده مهربونیات کردی خدایا نینیم وسپردم به تو خداجونم همه چی عالی پیش بره صحیح وسالم بیاد تو اغوشمون الهی امیییییین
31 خرداد 1394

اذیت های مامانی

سلام مامانی خوبی نینی خوشگلم ببخش اگه دیشب بی احتیاطی کردم و سردت شد قول میدم بیشتر حواسم وجمع کنم توت فرنگی خوشمزه مامانی امروز دومین امتحانم وبا همراهی شما دادم سر جلسه همش باهات حرف میزدم میدونم حرفامو شنیدی امیدوارم توضیحاتم کافی بوده باشه فقط ببخش که آسانسور خرابه باید پله هارو بالا پایین کنم خیلی میترسم که یه موقع اذیت نشی دو تا امتحان دیگم مونده اونارو هم پاس کنم اگه بچه خوبی باشی میبرمت دور دور امروز اول ماه رمضونه به توصیه اطرافیان من روزه نمیگیرم بابایی باید تنهایی روزه بگیره امروز ماهم سحری بیدار شدیم بعدش تا صبح دوتایی درس خوندیم الانم می خوام برم لا لا بوووووووس گلم عشقممممم همه هستی ام ...
28 خرداد 1394

خداجونم شکرت خدای مهربونم هزاران بار شکرت

امروز چهارمین سالگرد عروسیمونه خدای مهربونم بهترین هدیه روبه ما دوتا عاشق داد به لطف خدای مهربونیا  شفاعت آقام صاحب الزمان ائمه واهل بیت بعد دعاهای مامان خوبم من امروز رسما ماماااااااان شدم هوراااااااا من به بزرگترین آرزوم که بابا شدن عشقم بود رسیدم انشالله قسمت همه منتظرا بشه خدایا نینیمو در پناه خودت نگه دار قول میدم بزارم روی چشام بهترینارو برای فرزند صالحم ،هدیه آسمونی خدا مهیا کنم انشالله لحظه به لحظه با هم بودنمون پر خیر وبرکت و خوشی باشه ...
26 خرداد 1394

همچنان منتظر

توت فرنگی مامان کاش میزاشتی دو روز از پستم بگذره بعد تو ذوقم میزدی فعلا که خبری نیست کاش اشتباه کرده باشم با این افکار پریشون درس خوندن بسی مشکله باش وبا بودنت حس تولد دوباره رو بهم بده حس ناب مادر بودن بیا وامید زندگیم باش پرم از دوست داشتنت خواستنت  خدا جونم همه کسم تو رو به خداوندیت قسم آغوشمونو خالی نزار ما که همه جوره اماده ایم تو روخدا ببخش برما فرزندی صحیح وصالح یا صاحب الزمان نظر کن آقا کاش پست بعدیم خبر بارداریم باشه ...
21 خرداد 1394