نگرانی بی مورد
گل مامان این ماه که برای چکاب رفتیم دکتر صدای قلب مهربونت بلندتر شده بود همه چی خوب بود ولی دکتر گفت حس میکنم آب کیسه اب کمی زیاده باید سونو بشم خدا میدونه دلم کجاها که نرفت قربون خدای مهربونم برم که همیشه یادش بهم ارامش میده بماند شب چه جوری خوابیدم وصبح با چه حالی بیدار شدم فقط گریه میتونست ارومم کنه به بابایی هم چیزی نمیتونستم بگم چون دعوام میکرد میگفت مطمئن باش همه چی نرماله وقتی سونو شدم دکتر گفت همه چی نرماله یه پسر سالم تو دلته ازش خواستم صورتت ونشون بده دکتر با حوصله این کارو برام کرد می خواست ازت عکس بگیره تکون میخوردی یه لحظه بلند خندید گفت میبینیش داره زبون درازی میکنه من که چیزی ندیدم دکتر گفت ازش دهن باز عکس میگیرم برات خاطره بشه منم با کل ذوق منتظر عکس بودم ولی تو عکس هیچی معلوم نبود خیلی ناراحت شدم ولی چه میشد کرد تو ذهنم خاطره شد
اینم جواب سونو
مامانی دیشب خوب ورجه وورجه کردی
تو مراسم عزیزینا بچه ها کلی آتیش سوزوندن شما هم پابه پای اونا وول خوردی از لحظه ورود تا بر گشت تکونای شدید میخوردی
مامانی واقعا دردم میگرفت احساس میکردم هر لحظه ممکنه بپری بیرون خیلییییی دوستت دارم همه وجود مامانی چه خوبه که هستی چه خوشبختم که دارمت در پناه خدا سلامت باشی نفسم دلم پر میکشه واسه بغل کردنت هزارتا بوووس برای بهترین پسر دنیا

نگرانی بی مورد 
