جوجوی نازمون

نگرانی بی مورد

1394/8/22 15:42
نویسنده : مامانی
216 بازدید
اشتراک گذاری

گل مامان این ماه که برای چکاب رفتیم دکتر صدای قلب مهربونت بلندتر شده بود همه چی خوب بود ولی دکتر گفت حس میکنم آب کیسه اب کمی زیاده باید سونو بشم خدا میدونه دلم کجاها که نرفت قربون خدای مهربونم برم که همیشه یادش بهم ارامش میده بماند شب چه جوری خوابیدم وصبح با چه حالی بیدار شدم فقط گریه میتونست ارومم کنه به بابایی هم چیزی نمیتونستم بگم چون دعوام میکرد میگفت مطمئن باش همه چی نرماله وقتی سونو شدم دکتر گفت همه چی نرماله یه پسر سالم تو دلته ازش خواستم صورتت ونشون بده دکتر با حوصله این کارو برام کرد می خواست ازت عکس بگیره تکون میخوردی یه لحظه بلند خندید گفت میبینیش داره زبون درازی میکنه من که چیزی ندیدم دکتر گفت ازش دهن باز عکس میگیرم برات خاطره بشه منم با کل ذوق منتظر عکس بودم ولی تو عکس هیچی معلوم نبود خیلی ناراحت شدم  ولی چه میشد کرد تو ذهنم خاطره شد

اینم جواب سونو

مامانی دیشب خوب ورجه وورجه کردیniniweblog.com تو مراسم عزیزینا بچه ها کلی آتیش سوزوندن شما هم پابه پای اونا وول خوردی از لحظه ورود تا بر گشت تکونای شدید میخوردی niniweblog.comمامانی واقعا دردم میگرفت احساس میکردم هر لحظه ممکنه بپری بیرون خیلییییی دوستت دارم  همه وجود مامانی چه خوبه که هستی چه خوشبختم که دارمت در پناه خدا سلامت باشی نفسم دلم پر میکشه واسه بغل کردنت هزارتا بوووس برای بهترین پسر دنیا

پسندها (1)

نظرات (0)